تنت قدمگاه آغاز بودنم شد

آغوشت بهشت من است "مــــــــادر"

 


 

میشه اسـم پاکـتو رو دل خــــدا نوشت

میشه با تو پـر کشید توی راه سـرنوشت

میشه با عطــر تنت تا خـود خـــدا رسید

میشه چشـم نازتو رو تن گلــها کشید

مــادرم جونم فدات ، برم قــربون چشات

تو اگـه نگــام کنی ، جون میدم واسه نگـات

 

 

خــــــــــــــــدایا

هــــــر کــه هستــم هـــــــر چـه هستــم

به یک لحظـــــــه فــــــدای مـــــــادرم کـن

 

 

این بار اعتــــــراف نمی کــنم

افتخــــــــــار می کــنم

به داشتن فرشــته ای بنـام

 

" مــــــــــــــادر "

 

 

مامان مهربونم

این دسته گل تقدیم تو

به شرط اینکه تو خودت گل باشی

و من خاک زیر پات

 

 

بغلمــــــــادرمبغل

کــــــــاش میشد من از این دایره پرواز کنم

مثل آن شبنم یخ بسته گل های سپید

در تو تبخیر شوم ...

 

 

خداوندا

زیباترین لحظه ها را نصیب مادرم کن

که زیباترین لحظه هایش را

بخاطر من از دست داده است

 

 


مامان عزیز و جوون و مهربونم

خیلی دوست دارم

روزت مبارک

ماچماچماچ





تاريخ : ۱۳٩٤/۱/٢٠ | ٢:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سپیده | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.